|
تیر غم و بد بختی فرو رفته در جانم دیگر بیرون نخواهد آمد از مغز استخوانم تا ابد اینچنین نا کام خواهم ماند آه....... خدا کجاست بروم دادی کنم فریادی بر آرم از سر ناچاری اعتمادم را تباه کردند جانم را فنا کردند دریچه های ماه بسته شد آّه...... من حرام شده ام !!!! + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 5:25 بعد از ظهر توسط مانی |
|
| ||||||