|
گذشت ، این سال هم مثل دو سال پیش ولی من موندم و خاطرههام........................ ای خدا................... دوست دارم فریاد بزنم اما به کی،نمیدونم خدااااااااااااااااااااااااااا پس کجایی؟ دارم تو تنهاییم میسوزم ولی نمی خوام اونو با کسی قسمت کنم لعنت به این خوشکلی من دیگه نمی خوام به کسی جز تو تکیه کنم دوست دارم تو پناه بیکسیام باشی و بس ولی چرا اینا دست از سرم بر نمی دارن؟چرا؟چرا همشون میگن من با اونا فرق میکنم؟ نه اونی که با همه فرق میکنه من هستم،من، من، من، من- اونی که دنیاش با همه فرق میکنه من هستم، من، من، من اونی که بخاطر بیگناهی مجازات شد و میشه من هستم من،من،من + نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387 2:20 بعد از ظهر توسط مانی |
|
| ||||||